اصول کسب و کار فصل دوم

شما دوست دارید چه محصولاتی را بخرید؟ کدام محصولات هستند که عاشق خریدشان هستید؟ آنهایی که درباره شان تحقیق می کنید، لوازم الکترونیکی، ماشین ها، اساس منزل یا شاید پوشاک… در کسب و کار شما برای کسانی که عاشق لباس خریدن هستند چه چیز باعث خرید عالی می شود؟ دلیل عالی بودن یک پیراهن یا لباس چه چیزی می باشد؟ شاید طراحی آن لباس باشد، چه مدلی را دوست دارید؟ کلاسیک، مدرن، غیر عادی، اما برای اینکه لباس عالی باشد باید با مواد با کیفیت ساخته شده باشد.

کیفیت بالای محصول

این لباسی که شما می خواهید بار و بارها آن را بپوشید و لازم هنگام شستشو سالم بماند، شاید برای شما مهارت عالی، دوخت محکم و سایز مناسب با ارزش باشد، با این حساب همه ی ما بودجه نامحدودی برای خرید لباس نداریم، پس قیمتش هم برای مشتری مهم است و شرکت هم باید سود کند.

برند محصول

پس آنها باید به هزینه ها هم اهمیت بدهند، بعد از برندی که اطمینان داریم، توقع داریم یا شاید برندی که دیگران آن را تحسین می کنند، پس بازار یابی و برند سازی هم مهم است.

ما نمی توانیم تمام مغازه های خرده فروشی آنلاین را ببینیم، ما هر وبلاگ مد را نمی بینیم، پس شرکت پوشاک باید لباس هایش را جایی قرار بدهد که بتوانیم آنها را ببینیم.

پس خیلی چیزها باید درست باشد تا اینکه ما بتوانیم پوشاک ویژه مورد نظر خودمان را پیدا کنیم و اگر آنها بخواهند ما بار ها و بارها از آنها خریداری کنیم، آنها باید بطور مرتب در تمام این موارد بطور پیوسته مشتریان را راضی نگه دارند.

تیم هایی با عملکرد متقابل

غیر عادی نیست که موفق ترین شرکت ها با رشد زیاد در جهان برای تیم هایی با عملکرد مناسب و متقابل ارزش قائل اند، وقتی انتظار دارید برند های لوکس پر از طراحان بزرگ باشند.

یک تاجر واقعی درک می کند که یک شرکت موفق در صنعت نیاز به خلاقیت و نوآوری دارد، یک شرکت موفق نیاز به تیم های عملکرد متقابل دارد، تیم های کوچک با مدیریت خوب از افراد متفاوت با مهارت های مختلف تشکیل شده اند.

پس نه تنها شرکتی مانند chanel دارای طرحان خوبی بلکه آنها افرادی با مهات هایی در بازاریابی، فروش، تولید، اقتصاد، مهندسی، استراتژی و شاید چندین حوضه دیگر را دارند.

هر کدام از این کارشناسان ماهر مهارت ها و روش حل مسئله متفاوتی را دارند، هر کدام به نوعی خلاق اند و هر کدام نگاهی متفاوتی به موفقیت دارند، به همین دلیل شرکت هایی مانند اپل، نایک و لکسوس چنین خط سیر موفقی دارند.

هر کدام از این شرکت ها به افرادی بها می دهند که اهمیت، کیفیت، نوآوری، طراحی، بازار یابی و البته سود را بفهمند، در حالی که نقاط قوت و نقاط ضعف شرکت خودشان را در نظر می گیرند.

به میزان توجهی که صرف تمام کارکردهای مختلفی که در شرکت شما شده دقت کنید، مطمئن باشید شرکت شما اجازه اظهار نظر به رهبران مختلف را می دهد که می تواند اشتباهاتی که شما در نظر نگیرید را ببینند، آنها همچنین فرصت هایی را برای شما مهیا می کنند که شما هرگز از آن انتظار ندارید موفقیت دراز مدت تعهدی واقعی به تیم های عملکرد متقابل دارد.

رو به رو کردن با چالش

“اولویا” ، رئیس یک شرکت جعبه سازی، آنها جعبه هایی برای ذخیره و بسته بندی وسایل مختلف تولید می کنند، آنها بیشترین جعبه ها را به شرکت های انبار داری و تدارکات می فروشند.

زیاد هیجان انگیز به نظر نمی رسد اما “اولویا” کارکنان را با یک چالش رو به رو کرده است، “اولویا” تیم هایی به منظور توسعه برای ارائه یک محصول جدید کنار هم قرار داده است، قرار از این است که نوع جدیدی از محصولات را تولید و به فروش برسانند، چیزی که در حال حاضر این شرکت آن را ارائه نداده است.

رئیس سه تیم با عملکرد مناسب و متقابل را در کنار هم قرار داده است و آن را تبدیل به یک مسابقه می کند، تیمی که بهترین مفهوم را از ارائه محصول را ارائه بدهد پاداش بزرگی را دریافت می کند.

او یک ماه برای توسعه این ایده به آنها فرصت می دهد سپس آنها باید ایده ای برای مدیران ارشد شرکت توصیح بدهند، تیم ها با عجله به محل کار کردنشان بر می گردند و ماه آینده روی توسعه ایده کار می کنند که “اولویا” انتظار دارد باعث توسعه شرکت بشود، بعد از یک ماه تیم ها آماده اند و در اینجا چیزهایی که آنها ساخته اند وجود دارد.

از آنجایی که الان شرکت جعبه هایی قدیمی را برای انبار داری و تدارکات تولید و به فروش می رساند، تیم اول تصمیم گرفت که به دنبال بازار مصرف جعبه های کوچک فانتزی برود، که برای قرار دادن هدایا از آنها استفاده می شود.

این جعبه درخشان، خوش رنگ و همچنین بسیار زیبا اند، حتی ممکن است مردم نیاز نباشد تا آن ها را کادو بکنند، بعلاوه بعضی از مشتریان از آن جعبه های جدید به عنوان دکور استفاده بکنند.

تیم دوم جهت کاملا متفاوتی را در پیش گرفته است، آنها هم در پی بازار مصرف کننده بوده اند اما آنها نمی خواستند تغییرات زیادی ایجاد کنند آنها تصمیم گرفتند از همان جعبه هایی که به صنعت می فروشند استفاده کنند و با ارائه جعبه های در رنگ های ساده با بر جسب گذاری مناسب مشتریان می توانند اقلام شان را طبقه بندی کنند، مثلا اقلام آشپز خانه در جعبه قرمز رنگ، وسایل مقدس در جعبه های سبز رنگ و کتاب ها در جعبه های زرد…

تیم سوم تصمیم گرفت که بخش بازاریابی توسعه و مناسب کار با شرکت ها در پیش بگیرند و نه مصرف کنندگان، پس تیم سوم تصمیم گرفت که راحل های بسته بندی نوآورانه برای بازار لوازم الکترونیکی ایجاد کند، شرکت های الکترونیکی می توانند از این جعبه ها برای سالم بودن محصولات شان استفاده بکنند، اما این جعبه های خیلی جذاب همچنین احتمالا می توانند توجه مصرف کنندگان الکترونیکی را جلب کند.

کدام ایده را دوست دارید در واقع آن چیز که شما دوست دارید مهم نیست مهم چیزی که مشتری مورد نظر ما به آن فکر بکند اما همانطور که می بینید بازار یابی لازمه تا توانایی رسیدن به این مشتری را داشته باشد.

بخش تولید ما ممکن است لازم باشد دستگاهش را بروزرسانی کند، بخش تدارکات شاید نیاز به یافتن تامین کننده های جدید برای مواد اولیه جوهر داشته باشد، ما حتی روی اعداد بحث نکرد ایم چه قیمتی می توانیم روی این جعبه ها قرار بدهیم، چه مقداری برای ساخت این جعبه های متفاوت هزینه شده است.

اندازه بازار هر یک از این 3 ایده چقدر است آیا باید با شرکت هایی که به مدت طولانی در این عرصه وجود دارند، رقابت کنید آیا به کارکنان بیشتری نیاز دارید، آیا باید به کار کنان فعلی آموزش بدهید، در حال حاضر ما مستقیما محصولات خودمان را به شرکت های تدارکات و انبار داری می فروشیم، چطور محصولات را به مصرف کنندگان بفروشیم.

مهم نیست که “اولویا” و تیم او چه ایده را انتخاب میکنند دو تیم نا امید خواهند شد، و آنها این حق را دارند که نا امید باشند، چرا، خب “اولویا” باید آینده نگر تر می بود، آیا آنها طرح های کاملا جدید می خواستند، یا می خواستند طرح های فعلی را تغییر بدهند، آیا می خواستند در بازار بسته بندی صنعتی باقی بمانند یا می خواستند بازار مصرف کننده را امتحان کنند، آیا شرکت پول لازم برای سرمایه گذاری بر روی امکانات و کارکنان جدید را دارد، یا فقط می خواستند از منابعی که در حال حاضر دارند بهتر بهره ببرند.

این سه تیم سه ایده بسیار خوب را مطرح کردند اما آنها بسیار متفاوت بودند دو تا از این تیم ها احتمالا یک ماه از وقتشان را برای چیزی که “اولویا” هرگز نمی خواست هدر دادند اگر به جای آن “اولویا” گفته بود ما می خواهیم جعبه ای جدیدی برای بازار خاص عرضه کنیم و این بودجه تامین مالی ما برای این پروژه است و این انتظارات ما برای فروش و سود هستند آن وقت “اولویا” یک ایده خوب و با دو ایده بی استفاده نداشت، “اولویا” می توانست سه ایده رقابتی داشته باشد، در حالی که شرکت شما توسعه تولیدات جدید و همچنین توسعه خدمات جدید را در نظر می گیرد مطمئن بشوید که به تیم های توسعه دهنده دستور العمل های خاصی داده شده که متناسب با طراحی، اقتصاد، بازاریابی، مهندسی و زنجیره تامین و البته مطمئن بشوید که تیم های شما عملکردی متقابل داشته باشند.

پس تمام این مسائل می تواند تحت نظر یک تیم از کارشناسان توانمند باشد.

قیمت، کیفیت، سرعت همه به انعطاف شرکت مربوط هستند، مثلا وقتی شما یک ماشین می خرید به شما انتخاب هایی داده می شود رنگ خودرو، تودوزی چرمی یا پارچه ای، لوازم الکترونیکی، سیستم هدایت، صوت تصویر و چرخ های ماشین اما در مورد نوع باتری که برای ماشین تان می خواهید نمی پرسید، چه نوع شمعی برای ماشین تان می خواهید همچنین نمی پرسید که چه نوع روغنی و ضد یخی در ماشین تان استفاده شده است.

چرا، خب شرکت تلاش می کند تا بین چیز های مختلف تعادل ایجاد بکند آنها می خواهند به شما انتخابهایی بدهند که ماشین خاص تر به نظر آید طوری که احساس کنید ماشین برای شماست اما به شما اجازه انتخاب هر چیزی را نمیدهند چون دادن حق انتخابهایی به مشتری نیازمند زمان و موجودی بیشتر است و ممکن است مشتری اصلا به اینها اهمیت ندهد، اگر شرکت برای انتخاب چرخ ماشین به شما 10 انتخاب مختلف را بدهد آنها باید در انبار از 10 نوع چرخ داشته باشند، موجودی بیشتر با حجم کم قیمت های واحد بالاتر از تامین کننده به علاوه اینکه کارکنان شما الان باید تنوع کاری بیشتری داشته باشند.

از سوی دیگر زمانی که شرکت ها گزینه های زیادی را ارائه می کنند مشتری ها ممکن است مایل به پرداخت پول بیشتری باشند تا دقیقا همان چیزی که می خواهند تحویل بگیرند همچنین وقتی یک شرکت گزینه های مختلفی را ارائه می کند امکان دارد بازار بیشتری از مشتریان را جذب کند.

حالا ما اتومبیل هایی را داریم برای افرادی که رنگ های مختلفی را دوست دارند برای افرادی که تودوزی های لوکس چرمی می خواهند همچنین برای والدینی که تو دوزی چرمی ترجیح میدهند که نگهداری راحت تری دارد.

ما همچنین ماشینی داریم برای افرادی که یک ماشین با یک سیستم صوتی ساده می خواهند همین طور خانواده هایی که امکانات رسانه ای خیلی خوب برای سفر های طولانی مدت به همراه فرزندانشان می خواهند.

بنابراین همین طور که شرکت شما محصولات و خدماتش را توسعه می دهد تمام گزینه های احتمالی را در نظر بگیرید کدام گزینه برای مشتریان بیشترین ارزش را دارد برای هر ویژگی چه تعداد گزینه وجود دارد تا شما ارائه کنید و آیا مشتریان حاضر به پرداخت پول بیشتر برای این گزینه های هستند، آیا اینکار بازار شما را بزرگتر می کند، آیا ارائه این گزینه برای شما سودی دارد و همزمان مشتریان کدام ویژگی را به عنوان استاندارد قبول می کنند، ویژگی های استاندارد برای تولید انبوه خیلی راحت اند، موارد مورد نیاز آن را به قیمت کلی و بدون سود خریداری بکنید، انتخاب های کمتر ممکنه تصمیم را برای مشتری راحت تر کند. که آیا آنها می خواهند کالا و خدمات شما خریداری کنند یا خیر، بعدا به جایی رفتید، یک رستوران یا یک کافی شاپ یا اداره پست یا سوپر مارکت تمام انتخاب هایی که می توانید داشته باشید را در نظر بگیرید ببینید چه انتخاب هایی ندارید بعد تلاش کنید در این مورد فکر کنید که تعداد انتخاب های شما چه تاثیری بر قیمت، سرعت،کیفیت و سرکت کالا و خدمات دارد.

خیلی مهم است بدانیم دیدگاه شما راجع به این مطلب چیست؟

avatar
  Subscribe  
Notify of