هوش احساسی چیست؟

برای پیشرفت در حرفه کاری تون ضروری و مهم است نه تنها این امر باعث میشه تا با افزایش عملکرد تون به نتیجه برسین بلکه باعث میشه تا روابط محکمی با دیگران برقرار کنین و به چیزهای بیشتری دست یابید.

وقتی بحث از درک هوش احساسی میشه سه تا مساله کلیدی هست که باید بدونی اول اینکه، منظور ما از هوش احساسی چیست و چگونه تعریفش میکنیم دوم اینکه هوش احساسی تون چطور دیگر بخش های ساختار روانشناسی شما هماهنگ میشه و در نهایت، چه اهمیتی داره که هوش احساسی تون رو بهبود بدین.

بذارین از اول شروع کنیم

منظور ما دقیقا از هوش احساسی چیه؟

خب وقتی از هوش احساسی حرف میزنیم روی دو قسمت تمرکز میکنیم، درک و بیان احساسات و همدل بودن هنگام ارتباط با دیگران دومین چیزی که باید بدونین اینه که هوش احساسی بخشی از بدنه روانشناختی ماست همراه با شخصیت ها و آی کیوی ما که معیار هوش کلی است. این سه عامل ما رو میسازند و نحوه تقابل ما با دیگران رو مشخص میکنن همه ما از این سه عامل به میزان های مختلف استفاده میکنیم و تحقیقات نشون داده که شخصیت و آی کیو هوش احساسی رو تعیین نمیکنن در واقع هر سه عامل بصورت جداگانه عمل میکنن باهم تعامل میکنند تا مشکلات مون رو حل کنیم و تصمیم بگیریم.

هر نوع شخصیت یا نمره آی کیویی که دارین میتونین مقیاس هوش احساسی تون رو بالا ببرین، علت اینکه این موضوع انقدر جالب توجه بخاطر اینست که در کل شخصیت و آی کیو تقریبا ثابت اند و در طول زندگی تون آنچنان تغییر نمیکنند.

ولی در مورد هوش احساسی اینطور نیست همه قابلیت بهبود و افزایش هوش احساسی شون رو دارن، که یعنی میتونین کنترلش رو بدست بگیرین اینکه چطور عواطف تون رو تجربه و بیان میکنین و همینطور میزان همدلی تون با دیگران رو کنترل کنین فقط مساله یادگیری و تمرین مهارت هاست.

سومین نکته ای که بررسی میکنم اینه که چرا تمرکز روی بهبود هوش احساسی انقدر اهمیت داره این قسمتی از روان شماست که روش کنترل دارین میتونین هوش احساسی تون رو رشد و افزایش بدین که تاثیر مستقیمی روی عملکرد و دستاوردهای شخصی تون داره همینطور روی روابطی که شکل میدین هوش احساسی گاهی بعنوان ایی کیو نیز شناخته میشه که به معنی هوش اجتماعی است.

علت اینکه چرا ما از اصطلاح ایی کیو استفاده میکنیم باید عبارت آی کیو رو در نظر بگیریم که مقیاس هوش کلی است به همین سادگی، ایی کیو نسخه احساسیه هوش عمومی است.

درحالیکه آی کیو توانایی استدلال فرد و نحوه استفاده آنها از اطلاعات و منطق برای پاسخ دادن به سوالات رو میسنجه اندازه گیری هوش احساسی کاملا متفاوت است.

سنجش هوش احساسی بروی چهار معیار تمرکز میکند اول اینکه، آگاهی از احساسات دوما، بیان احساسات سوما، کنترل احساسات و در آخر، کنترل روابط با دیگران بطور موثر چهار نوع هوش احساسی داریم.

خود آگاهی، مدیریت خود، آگاهی اجتماعی و بهبود روابط چیزی که متوجه خواهید شد اینست که دو مورد اول به درون می نگرند و روی خودتون تمرکز دارن اول از همه درک احساسات تون هست و بعد نحوه مدیریت آنها دو مورد بعد روی بیرون تمرکز دارند آگاهی از شرایط اجتماعی و بعد مدیریت و توسعه روابط چند لحظه به هوش احساسی تون فکر کنین.

از هوش احساسی تون در محیط کار چطور استفاده کردین؟

آیا زمینه هایی هستن که بتونین بهبودشون بدین؟

بعدا به این موضوع خواهیم پرداخت، اما برای الان میخوام ببینین نسبت به شرایط و تغییراتی که دوست دارین ببینین چگونه واکنش نشون میدین و فکر میکنین.


نقش احساسات و EQ

عواطف پیچیده اند اکثر مواقع وقتی از احساسات حرف میزنیم منظورمون واکنشی است که توسط شرایط و حال مان یا روابط مون با دیگران تحت تاثیر قرار گرفته به احساسات بعنوان تجربیاتی که احساس میکنین فکر کنین احساسات میتونن لذت یا ناراحتی ما رو بازتاب کنن و میتونن شدید یا ملایم باشن.

اگر تا حالا بشدت احساس خشم، خوشحالی یا لذت کردین بدونین که اون یه حالت روانشناختی است که به وسیله عواطف تون ایجاد شده، فضای خیلی زیادی برای تنوع میان ما هست ممکن به شرایط مشابهی به گونه کاملا متفاوتی رفتار کنین، همچنین این پتانسیل برای تنوع درون ما هست.

تا حالا شده به رویدادی با شدت واکنش نشون بدین وقتی میدونین که اگر روز دیگه ای بود ممکن بود کمتر عصبانی بشین؟

درک و مدیریت احساسات تون خیلی مهمه اگر میخواین عملکردتون رو افزایش بدین با موفقیت با دیگران ارتباط برقرار کنین بخاطر اینست که بیشتر از آنچه درک میکنیم و با جهان اطراف مون تعامل داریم رو میشه از احساسات مون استخراج کرد و اگر بصورت آگاهانه این فرایند رو مدیریت نکینم احساسات ما کنترل رو بدست میگیرن.

گاهی ممکن به نفع مون باشه اما ممکن نباشه و ممکن کنترل این فرایند برامون سودمند باشه یه بازتاب زنجیره ای بین احساسات ما هست که نحوه احساس و رفتار ما نسبت به یه رویداد رو مشخص میکنه و اینکه چگونه به اون واقعه واکنش نشون میدیم.

عواطف ما ممکن سبب یه واکنش روانشناسی بشن که مربوط به نحوه پردازش اطلاعات و قضاوت شرایط درون سر ماست، عواطف همچنین میتونن باعث یه واکنش روانشناسی بشن که سبب واکنش فیزیکی بشه مانند لرزیدن یا عرق کردن ممکنه هر دو این واکنش ها رو بطور همزمان داشته باشین، تا کنون این فرایند داخلی است که یعنی داخل سرتون و بدن تون اتفاق میفته که این سبب واکنش رفتاری میشه که اینگونه با دیگران تعامل میکنیم.

بسته به نوعی که شرایط رو پردازش کردیم حالا بیاین نگاهی به یه مثال بندازیم.

“باب” با جمع در صحبت مشکل داره مخصوصا در محیط کار وقتی مقابل همکارا و مدیرانش هست. باب تو یه جلسه تیمیه و مدیر ازش میخواد تا یافته هایش را در گزارشی که روش کار میکرده ارائه بده خب باب از درون چه تجربه ای رو داره پشت سر میذاره؟

اون راحت نیست و چنین وقایعی وحشت داره، وی احساس ترس میکند و احساس میکنه وسط میدون قرار گرفته کف دستاش عرق میکنه و تپش قلب میگیره بنابراین احساس ترسش باعث واکنشی شده که احساس خشم است و نشانه های فیزیکیش شامل دست های عرق کرده و تپش قلب است بصورت مدافعانه واکنش نشان میدهد و از این فرصت برای اشتراک گذاشتن یافته های گزارش با تیمش استفاده نمیکند خود شرایط نه مثبته نه منفی این احساسی است که باب در چنین شرایط مهمی داره عواطف مرکز وجودی ما هستن و برامون راهی خوب میکنن تا زندگی رو تجربه کنیم.

اگرچه همیشه به بهترین شکلی که مورد علاقمونه بهمون خدمت نمیکنن بنابراین مهمه که عواطف مون رو درک کنیم و اینکه چطور روی روابط مون اثر میذارن حالا باب اگه به این شرایط بعنوان یه فرصت از دست رفته برای نمایش دانشش به مدیر و تیمش نگاه میکرد مدیریت واکنش احساسی ش به بهترین شکلی که دوست داشت می بود.

سطح هوش احساسی شما واکنش شما به شرایط رو مشخص میکنه اینکه چطور با چالش ها روبرو بشین و روابط تون با دیگران رو بسازین درک نقشی که عواطف در چگونگی پردازش اطلاعات بازی میکنن و چگونگی واکنش شما به وقایع این فرصت رو براتون فراهم میکنه تا رفتارتون رو تطبیق بدین تا نتایجی که میخواین بدست بیارین رو ببینین همچنین روابط قوی تری با تیم و همکاران تون میسازین براساس نوع رفتاری که انتخاب میکنین نه واکنشی که بطور خودکار انجام میدین درک و مدیریت عواطف شما رو قادر میسازه تا روی چگونگی پردازش اطلاعات و نحوه رفتارتون کنترل داشته باشین.

خب چه احساسی دارین که عواطف تون رو سر کار مدیریت کنین؟

احساس میکنین در کنترل نحوه واکنش تون به وقایع چالش برانگیز هستین یا این چیزیه که دوست دارین درش بهتر بشین؟


به سرعت نور فکر کردن

فرض کنین تو یه جلسه هستین و یه مشاجره بین دوتا از همکاراتون، “جین” و “دیو” شاهد هستین و در طی چند ثانیه اختلاف شدت میگیره چیزی که در حد یه اختلاف نظر معمولی بود تبدیل به یه مشاجره شدید میشه چون دیو به درخواست جین مبنی بر گرفتن اضافه کار توهین میکنه تا حالا شده وسط گفت و گویی باشین و یهو ببینین که وارد یه مشاجره شدید شدین و ندونین کجا رو اشتباه رفتین؟

واکنش های احساسی خیلی سریع رخ میدن و نیاز به تمرین آگاهانه داره تا نسبت به فرایند واکنش احساسی مون آگاه بشیم اولین قدم آگاه بودن از چگونگی عملکرد فرایند واکنش احساسی مون است وقتی در این کار ماهر شدیم قدم بعدی رهگیری اون فرایند واکنشی است بنابراین میتونین واکنش تون نسبت به وقایع رو کنترل کنین برای تغییر همه چیز، اول از همه باید نسبت به نحوه کار سیستم اطلاع داشته باشین بعد میتونین ترفندهایی درست کنین و رویکردتون رو عوض کنین تا نتیجه بهتری بگیرین.

در کتاب تفکر، سریع و آهسته از دنیل کانِمان دو روشی که ما اغلب به عنوان انسان ها فکر میکنیم رو تعریف کرده اولی خیلی سریع و فوق العاده احساسی و بصری است دومین آهسته، حساب شده و منطقی است.

روش اول تفکر ما میتونه فوق العاده مفید، به روز و در تصمیم گیری های سریع بهمون کمک کنه و بتونیم کارها رو به راحتی انجام بدیم، هر چند گاهی این نوع تفکر میتونه ما رو وارد عادت فکری کنه و باعث بشه تا از تعصبات و فرضیات در تصمیم گیری ها استفاده کنیم ولی ممکنه راه بهتری برای پردازش اطلاعات باشه مواقعی هستن که لازمه این فرایند فکری خودکار رو مختل کنیم و سرعت فکر کردن مون رو پایین بیاریم تا قضاوت مون رو تغییر و شرایط رو دوباره تفسیر کنیم و واکنش مون رو هم تغییر بدیم تا بیشترین سود رو از شرایط ببریم.

به مشاجره بین “دیو” و “جین” فکر کنین دیو فکر میکنه که جین متوجه نیست چقدر از کار خسته شده و فکر میکنه که جین برای درخواست تکمیل کارهای بیشتر بدون در نظر گرفتن حجم کاری اون، عجول از سوی دیگر جین فکر میکنه دیو دائما اون رو تضعیف میکنه و بجای کمک کردن برای یافتن راه حل نمی پذیره که روش انجام دادن کارهاشو تغییر بده حتی اگر راهی برای رسیدن به نتایج بهتر باشه.

حالا فرض کنین که “دیو” و “جین” این ابزار روانشناختی رو داشتن تا واکنش های احساسی شون رو کاهش بدن بجای اینکه فکر کنن فرد مقابل از عمد در حال سخت تر کردن زندگی کاریش بوده، ممکنه هر دو طرف شرایط رو به عنوان فرصتی برای یافتن یه راه حل سازنده که برای جفتشون کار میکنه، دیده باشن برای در اختیاز گرفتن عواطف تون و بهبود هوش احساسی تون به دو چیز نیاز دارین اولی، پذیرش دومی، توانایی کاهش سرعت واکنش هاتون.

پذیرش مهمه ما نمیتونیم گذشته رو تغییر بدیم اما میتونیم از تجربیات مون برای تغییر آینده بهره ببریم اگر میخواین روش احساسی که واکنش نشون میدین رو تغییر بدین یا روابط قدرتمند تری بسازین با پذیرش رفتارهای گذشته شروع کنین و از آن برای تعریف چگونگی رفتار و واکنش تون در آینده استفاده کنین این یه منحنی یادگیری است در اوج لحظه واقعا میتونه سخت باشه تا سرعت افکار و احساسات تون رو کم کنین تا سرعت افکار و احساسات تون رو کم کنین تا سرعت افکار و احساسات تون رو کم کنین.

باید بصورت منطقی افکارتون رو در مرحله احساس عاطفی دنبال کنین که اینکار نیاز به تمرین آگاهانه داره چیزی که باید یادتون باشه اینه که شما روی واکنش های احساسی تون کنترل دارین اگر میتونین یاد بگیرین تا لحظه ای توقف کنین و بصورت بی طرفانه شرایط رو بررسی کنین احتمال بدست آوردن چیزی مثبت از شرایط بیشتر بعضی از تفکرات ما با سرعت نور انجام میشه و به شیوه دلخواه خودمونم هست.

آیا واقعا میخواین ساعت ها وقت صرف کنین تا ببینین از کدوم نرم افزار تاکسی اینترنتی میخواین استفاده کنین یا درمورد خوبی ها و بدی های هر محصولی که در فروشگاه برمیدارین بحث کنین.

تفکر خودکار ما رو از غرق شدن در تمام تصمیمات کوچکی که باید بگیریم حفظ میکنه راهش اینه که فکر و واکنش های احساسی رو وقتی در خدمت مون نیستن رهگیری و مختل کنیم.

خب شرایطی بوده که اخیرا درونش بوده باشین و کم کردن سرعت تفکر و واکنش تون میتونسته مفید باشه؟

نمایش نظراتبستن نظرات

پیام بگذارید