درک EQ شخصی

تا حالا تو شرایطی بودین که رفتار کسی باعث شده باشه بشدت واکنش نشون بدین؟

ممکن در حال ماشین سواری بودین که ماشین دیگری ناگهان جلوی شما میکشد و باعث میشه عصبانی بشین و حتی بوق رو به صدا در بیارین ممکن صبورانه تو یه صف بوده باشین که یکی در لحظات آخر جای شما رو میگیره و خودش رو جا میکنه و باعث میشه خون تون بجوش بیاد فکر کنم میتونیم شرایط زیادی رو ذکر کنیم که فردی بگونه ای رفتار کرده که باعث شده ما به شدت با شرایط برخورد کنیم.

اما حقیقت ماجرا اینه که همیشه رفتار فرد دیگه نیست که باعث میشه ما واکنش نشون بدیم اگرچه در اون لحظه این چنین برداشت میشه ما اغلب رفتار رو بعنوان واکنشی به یک واقعه، یا اتفاقی که برامون افتاده ارتباط میدیم ما فکر میکنیم رفتارمون و رفتار دیگران اغلب واکنشی نسبت به رویدادی است که خارج از کنترل ماست.

اما در واقع مرحله ای از این فرایند گم شده واکنش زنجیره ای واقعی بیشتر اینطوریه واقعه ای اتفاق میفته، افکاری رو تجربه میکنین احساسات، و عواطف مربوط به این واقعه و بعد بگونه خاصی رفتار میکنین تا افکار و عواطف تون رو بازتاب کنین نکته اصلی اینه که بفهمین این خود وقایع نیستن که باعث میشن شما عمل کنین بلکه این تفکر و احساس شما درمورد این وقایع است که باعث میشه تا واکنش نشون بدین شناسایی عواطف تون اولین قدم در ساختن هوش احساسی شماست.

عواطف شما همونطور که شما در دنیا فکر میکنین و واکنش نشون میدین رفتار میکنن اگر توانایی شناسایی عواطف تون رو ندارین پس نهایتا روی تعامل تون با دیگران و اینکه چطور دنیای اطراف تون رو میبینین نیز کنترل ندارین.

این یه فرصت از دست رفته خیلی بزرگه برای عمیق تر شدن و بدست آوردن دیدی کلی از هوش احساسی تون خوبه که سناریوهای چالش برانگیز گذشته رو که تجربه کردین رو در نظر بگیرین و بخش هایی که درش بازی کردین و نتایج اون رو آنالیز کنین در واقع خوبه که چندتا وضعیت چالش برانگیزی که باهاش مواجه شدین رو در نظر بگیرین ولی هرکدوم بصورت جداگانه بهترین راه برای انجام این کار استفاده از ابزار بازتاب دهنده شخصی است که میتونین از فایل های تمرینی دانلودشون کنین یا فقط هم از راهنما استفاده کنین.

یه زمانی بذارین و سه تا از تجربیات چالش برانگیزی که تو شش ماه گذشته داشتین رو بررسی کنین و سوالاتی که در راهنما اومده رو جواب بدین شاید شما مثال خودتون رو برای احساس خشم درمقابل راننده ای که جلوتون کشیده یا فردی که تو صف جلوتون جا زده داشته باشین شاید مثال هایی مربوط به کار دارین که نسبت به شرایطی که داخلش بودین بشدت واکنش نشون دادین.

به وقایع فکر کنین و اینکه چه احساسی داشتین سعی کنین عواطف و پاسخ هاتون رو شناسایی کنین و اینکه دوست دارین در آینده چطور واکنش نشون بدین دلیل اینکه خواستم بجای یک تجربه به سه تا فکر کنین بخاطر اینه که دید گسترده تری نسبت به تمرکز روی یک واقعه میده که در واقع ممکنه یه بار انجام شده باشه بازتاب بخش کلیدی درک احساسات هوش احساسی شماست.

یه روش خوب، تمرین این بازتاب بصورت پیاپی بعد از مواجه با یه موقعیت چالش برانگیز چرا که این زمان بازتاب است که بهتون در ساخت هوش احساسی تون در آینده کمک میکنه.


محرک ها و رباینده ها

صحنه ای رو مجسم کنین که سر کار هستین و میخواین به یه جلسه مهم برین قراردادی که حتما باید امضا بشه از روی میزتون ناپدید شده سهم بالایی در کار و شما به این سند برای تامین یک معامله مهم نیاز دارین بلافاصله احساس خشم میکنین و ضربان قلب تون زیاد میشه و چیزی جز احساس سرخوردگی نمیتونین داشته باشین شما رئیس تون رو سرزنش میکنین اون همیشه بهتون ضرب الاجل هایی میده که قابل مدیریت نیستن بعد خدمه رو سرزنش میکنین چرا که احتمال میدین اونا قرارداد رو دور انداخته باشن کم صبری و استرس تون در کنار نفرت از رئیس تون بعنوان یه محرک عمل میکنه و سبب یه واکنش ناخوشایند میشه.

بنابراین با عصبانیت وارد جلسه میشین و اعلام میکنین که مهلت اعلام شده مثل همیشه کم بوده حمایت کافی برای انجام موثر کارتون ندارین و اینکه خدمه نیز باید پاسخگو باشند شما یه ربایش شناختی رو تجربه کردین گونه ای که فکر میکنین و اطلاعات رو پردازش میکنین سبب یه واکنش غیر منطقی شده چیزی که شما رو تحریک کرده، عواطفی که قالب شدن و واکنش رفتاری شما ربوده شده که همه اینها سناریویی رو به وجود آوردن که خیلی ایده آل نیستن عواطف و احساسات ما آنقدر قوی هستن که میتونن بهمون دیکته کنن دنیای اطرافمون رو چگونه ببینیم و چه احساسی نسبت به شرایط داشته باشیم.

این فرایند فکری میتونه روی نحوه تفکر ما و نحوه ارتباط ما با دیگران انتخاب ها و تصمیماتی که می گیریم و نحوه عملکرد ما در سر کار تاثیر بذاره این فرایند شناختی همیشه یه ماشین یک دست و روغن کاری شده نیست که بتونیم بهترین وضعیت از یه شرایط رو بدست بیاریم اگر همه محرک ها را تصور کنید که در هر نقطه ای اطراف ما هستن ذهن ما نیاز به پردازش سریع اطلاعات دارد.

همین الان شما احتمالا در حال گوش دادن به من هستین ممکن به تصویر نگاه کنین یا متن این ویدئو رو بخونین همچنین ممکنه اتفاقات دیگری هم در اطراف شما درحال رخ دادن باشه صدای ایمیل، سروصدای همکاران تماس تلفنی در نزدیکی های شما همجنین ممکنه صدها فکر در سرتون باشه شاید فکر کنین که درمورد چی دارم حرف میزنم ممکنه به ناهار فکر کنین یا کاری که باید در خانه انجام بدین نکته اینجاست که ذهن شما تمام این اطلاعات رو یکجا پردازش میکنه.

و شاید بنظر خیلی نیاد چرا که اینکارو بصورت ناخودآگاه انجام میدین اما بهرحال مغز شما کار می کند بنابراین، ما بر روی میانبرهای شناختی تکیه می کنیم که بهمون کمک میکنه فقط روی اطلاعات مهم تمرکز کنیم و تصمیمات سریع بگیریم این کار شما رو از احساس غرق شدن و یافتن حتی ساده ترین تصمیمات بعنوان یه چالش فلج کننده محافظت میکند.

اما گاهی پردازشگر اطلاعات خودکار ما اشتباه می کنه یا کمی تنبل می شه به لحاظ مربیگری وقتی ما رفتارها رو آنالیز میکنیم اغلب همین محرک ها رو پیدا میکنیم که فکر ما رو میدزدن و ما رو بارها و بارها از مسیر دور میکنن محرک های شما وقایع یا چیزهایی هستن که اتفاق میفتن که باعث میشن شما بگونه ای فکر و احساس کنین که فایده نداره، بطوری که انگار قرار نیست بهترین نتیجه از اون وضعیت رو بدست بیارین شاید بخاطر همین که از کوره در میرین و یا تو خودتون میرین یا خشمگین و استرسی میشین دلیلش هرچه که هست، احتمالش میره واکنش تون بهترین نتیجه رو برای شما بهمراه نداشته باشه بنابراین به چالش هایی که در طول شش ماه گذشته مواجه شدین فکر کنین.

آیا عواطفی بوده که تجربه کرده باشین افکاری که درمورد یه وضعیت داشتین که بارها و بارها ظاهر شدن؟

آیا محرک هایی هستن که باعث واکنش عاطفی شما شده باشن؟

شما به دنبال سرنخ هایی هستین و کارآگاهی هستین که مدارک گذشته رو بررسی میکنه حالا یه قدم به جلوتر برین و ببینین آیا احساساتی هستن که نوع واکنش شما به شرایط رو بربایند.


پیدا کردن جریان

تا حالا شده چنان مجذوب فعالیتی شده باشین که گذر زمان رو متوجه نشدین؟

ممکنه مجذوب یه فعالیت ورزشی شدین یا هنگام کار بشدت متمرکز فعالیت خاصی مثل تولید یه محصول جدید یا درگیر یه فرایند یا نوشتن مقاله شدین شاید قسمتی از کارهایی که انجام میدین چنان مجذوب کنندن که متوجه گذر زمان نمیشین وقتی از توسعه هوش احساسی حرف میزنیم اغلب روی چیزهایی تمرکز میکنیم که باید بهبود یابند تا در مدیریت عواطف و نحوه تعامل تون با دیگران بهتر بشین با این حال جنبه های مثبت زیادی در ارتباط با بهبود هوش احساسی وجود داره و یکی از اینها یافتن چیزیست که به اون جریان میگیم اول اینکه جریان چیه؟

بهترین راه برای توصیف اون بودن تو محیط این تمرین شرکت در یه فعالیت که نیاز به تمرکز داره و حواس پرتی رو کنار میذاره فعالیت هایی که اون حس جریان رو بهتون میدن باعث امتداد شما میشه و اونا فعالیت هایی هستن که آنقدر لذت میبرین که زمان براتون ثابت کار کردن روی جریان تون باید بی زحمت و ثمره بخش باشه کار کردن در حالت جریان بهتون کمک میکنه تا به بهترین سطح عملکرد برسین و بهتون کمک میکنه تا چیزهای بیشتری بدست بیارین.

کار کردن در حالت جریان خوبیش اینه که اغلب احساس کار نمیده اصلا و در فعالیت هایی شرکت میکنین که براتون جالب اند امکان اینکه در فعالیت های جریان تون خوب باشین هست پس منطقیه روی کاری که درش خوب هستین تمرکز کنین و روش سرمایه گذاری کنین به لحاظ عاطفی کار کردن در حالت جریان تجربه ای مثبته همچنین کار کردن با این روش بعضی از محرک هایی که تجربه کردین که عملکردتون رو می ربایند، کاهش میده و پتانسیل بدست آوردن مطلوب ترین نتیجه حتی در شرایط چالش برانگیز رو افزایش میده.

اینکه بدونین چه چیزی باعث به وجود آمدن جریان در شما میشه بهتون کمک میکنه تا نسبت به چالش ها بطور مثبت واکنش نشون بدین فرض کنین درگیر کار شدیدی هستین اما به شیوه ای مثبت که در بهبود نقش تون کمک میکنه و در کاری که انجام میدین بهتر میشین اون رو با چالش هایی مقایسه کنین که باهاش رو در رو هستین و خیلی بزرگ اند با کارهایی که بخشی از وظیفه شما هستن لذت نمی برین و آنچه که باید بدست بیارین فراتر از یه هدف گسترده و خوبه دو نفر رو در نظر بگیرین که یه نقش رو دارن یکی شون فعالیت روزانه ش رو تبدیل به یه حس جریان میکنه چالش برانگیز اما لذت بخش درحالیکه فرد دیگری ممکنه همین فعالیت ها رو شدید، استرس زا و تخریب پذیر بدونه برای همین مهمه که بدونین چه جریان هایی برای شماست.

و اونها رو با زندگی کاری تون بهم وصل کنین تا در مواجه با چالش ها با اعتماد به نفس بهتون کمک کنه وقتی بعد از کار در حالت جریان، احساس اعتماد به نفس میکنین اون بهتون کمک میکنه تا چالش ها رو بصورت مثبت ببینین درحالیکه اگر برای مثال احساس استرس داشته باشین و چالشی دارین که باید اول از همه بهش بپردازین کمتر احتمال میره تا شرایط رو بطور موثر و مفید کنترل کنین یافتن جریان تون و کار کردن با اون در ساختن هوش احساسی تون کمک میکنه و ساختار فکری و واکنش تون نسبت به چالش ها رو عوض میکنه تا مطلوب ترین نتیجه رو از شرایط بدست بیارین بنابراین به زندگی کاری و شخصی تون فکر کنین چه فعالیت هایی براتون حس جریان ایجاد میکنه؟

و آیا میتونین بیشتر از این جریان ها به زندگی کاری تون اضافه کنین؟

نمایش نظراتبستن نظرات

پیام بگذارید