تحلیل کسب‌ و کار: مدیریت الزامات

جمع‌آوری الزامات نرم‌افزار پایه و اساس کل پروژه توسعه نرم‌افزار است. درخواست و جمع‌آوری الزامات کسب‌ و کار یک گام مهم برای هر پروژه محسوب می‌شود. به منظور اتصال شکاف بین الزامات فنی و تجاری ، تحلیلگران کسب‌ و کار باید به طور کامل نیازهای کسب‌ و کار را در زمینه خاص درک کنند، این نیازها را با اهداف تجاری همسو کنند، و نیازهای خود را به سهامداران و تیم توسعه ارتباط دهند.

سهامداران کلیدی آرزو دارند که فردی بتواند نیازهای مصرف کننده / مشتری را در زبان ساده انگلیسی توضیح دهد. آیا این کار از درک ارزش در سطح بالا به نفع آن‌ها خواهد بود ؟ این موضوع نقطه تمرکز اصلی خواهد بود ، زیرا آن‌ها سعی خواهند کرد مستندات را با نیازمندی‌ها و نحوه ارتباط تحلیلگر کسب و کار با بهترین روش ممکن ترسیم کنند.

چرا پروژه‌ها شکست می‌خورند

دلایل بسیاری وجود دارد که چرا پروژه‌ها شکست می‌خورند اما برخی از حوزه‌های مشترک شامل موارد زیر هستند:

  • شکست بازار و استراتژی
  • خرابی‌های سازمانی و برنامه‌ریزی
  • شکست‌های کیفیت
  • شکست رهبری و اداره
  • شکست های دانش و شایستگی و مهارت ها
  • شکست های مشارکت، کار تیمی و ارتباطی

در هسته این مساله این است که پروژه‌ها به طور فزاینده‌ای پیچیده هستند، تغییرات رخ می‌دهند و ارتباط چالش برانگیز است.

چرا تیم‌های موفق مدیریت الزامات را انجام می‌دهند؟

مدیریت نیازمندی‌های این است که تیم خود را همگام نگاه دارید و دید خود را نسبت به آنچه در یک پروژه پیش می‌رود , ارائه دهید.

برای موفقیت پروژه‌های شما برای کل تیم مهم است که بفهمید چه چیزی در حال ساختمان هستید و چرا، به همین دلیل است که ما مدیریت الزامات را تعریف می‌کنیم. ” چرا ” مهم است زیرا زمینه را برای اهداف، بازخورد و تصمیمات ایجاد شده در مورد شرایط فراهم می‌کند.

این امر قابلیت پیش‌بینی موفقیت آینده و مشکلات بالقوه را افزایش می‌دهد و به تیم شما اجازه می‌دهد تا هر گونه مشکلی را اصلاح کند و پروژه خود را در زمان و در طول بودجه تکمیل کند. به عنوان یک نقطه شروع، ارزشمند است که هر کسی درک اساسی از الزامات و چگونگی مدیریت آن‌ها داشته باشد.

بیایید با اصول شروع کنیم

یک الزام، شرط یا توانایی مورد نیاز سهامداران برای حل یک مشکل یا رسیدن به هدف است. یک شرط یا قابلیت که باید توسط یک سیستم یا سیستم تامین شود. جز برای راضی کردن قرارداد، استاندارد، استاندارد ویژگی یا سایر اسناد رسمی.

یک الزام را می توان با متن، طرح‌ها، طرح‌های تفصیلی و یا مدل‌های توصیف کرد، هر اطلاعاتی که به بهترین نحو با یک مهندس ارتباط برقرار می‌کند چه چیزی را می‌سازد، و به مدیر تضمین کیفیت (QA) که چه چیزی را آزمایش می‌کند. بسته به فرآیند توسعه شما، ممکن است از اصطلاحات مختلف برای ثبت نیازها استفاده کنید.

نیازمندی‌های سطح بالا گاهی اوقات به سادگی به نیازها و اهداف اشاره می‌کنند. در شیوه‌های توسعه نرم‌افزار، الزامات ممکن است به عنوان ” موارد استفاده – موارد “، ” ویژگی‌ها ” یا ” الزامات عملکردی ” ارجاع داده شوند. حتی به طور خاص در زمینه روش‌های توسعه سریع‌الانتقال، الزامات اغلب به عنوان حماسه ها و داستان ها ثبت می‌شوند.

صرف‌نظر از آنچه که تیم شما آن‌ها را می‌خواند و یا از چه فرآیندی استفاده می‌کنید، الزامات برای توسعه همه محصولات ضروری هستند. بدون مشخص کردن الزامات، شما می‌توانید یک محصول ناقص یا ناقص را تولید کنید. در طول فرآیند ممکن است افراد زیادی در تعریف نیازمندی‌ها مشارکت داشته باشند.

یک سهامدار ممکن است یک ویژگی را درخواست کند که توضیح می‌دهد چگونه محصول در حل یک مشکل ارزش ارائه می‌کند. یک طراح ممکن است یک نیاز را بر اساس اینکه چگونه محصول نهایی باید از نظر قابلیت استفاده یا رابط کاربری استفاده شود، تعریف کند.

یک تحلیلگر کسب‌ و کار ممکن است یک نیاز سیستم ایجاد کند که به محدودیت‌های فنی یا سازمانی خاص پایبند باشد. برای محصولات پیچیده امروزی و برنامه‌های نرم‌افزاری که ساخته می‌شوند، اغلب صدها یا هزاران مورد نیاز برای تعریف کافی دامنه یک پروژه و یا انتشار وجود دارد. بنابراین، لازم است که تیم قادر به دستیابی، هم‌کاری، به روز رسانی، و تست هر الزام از طریق تکمیل، به عنوان الزامات تغییر طبیعی و تحول در طول زمان در طول فرآیند توسعه باشد.

حالا که ارزش مدیریت الزامات را در سطح بالا تعریف کرده‌ایم، اجازه دهید عمیق‌تر وارد چهار اصل شویم که هر یک از اعضای تیم و سهامداران می‌توانند از درک آن بهره‌مند شوند –

  • الزامات خوب برنامه‌ریزی: ” ما در حال ساخت چه چیزی هستیم؟ “
  • هم‌کاری و خرید: ” فقط مشخصات را تایید کنید ، قبلا “
  • قابلیت پی‌گیری مدیریت تغییر: ” صبر کنید، توسعه دهندگان می‌دانند که تغییر کرده‌است ؟ “
  • تضمین کیفیت: ” آیا کسی این کار را مورد آزمایش قرار داده است ؟ “

آیا همه می‌دانند که ما در حال ساخت هستیم و چرا؟ این ارزش مدیریت الزامات است.

هم‌کاری و خرید از سهامداران

همه در این جریان هستند؟ آیا ما تاییدی در مورد الزامات حرکت به جلو داریم؟ این سوالات در طول چرخه‌های توسعه مطرح می‌شوند. بسیار خوب خواهد بود اگر همه بتوانند بر سر الزامات توافق کنند، اما برای پروژه‌های بزرگ با بسیاری از ذینفعان، این کار معمولا اتفاق نمی‌افتد. تلاش برای رسیدن برای هر کسی می‌تواند باعث تاخیر و یا بدتر شدن اوضاع شود. کسب توافق در مورد هر تصمیم همیشه آسان نیست .

در عمل، شما لزوما “موافقت” را نمی خواهید، شما خواستار ” خرید ” از گروه و تایید افراد تحت کنترل خود هستید تا بتوانید پروژه را به جلو حرکت دهید. با اجماع، شما سعی دارید همه را به سازش و توافق بر سر تصمیم خود جلب کنید. با خرید، شما سعی دارید که مردم را به بهترین راه‌حل برگردانید، یک تصمیم هوشمندانه بگیرید و کاری را که برای حرکت به جلو لازم است انجام دهید.

نیازی نیست همه قبول کنند که این تصمیم بهترین است. شما به همه نیاز دارید که از این تصمیم پشتیبانی کنند. هم‌کاری تیمی می‌تواند به دریافت پشتیبانی از تصمیمات و در برنامه‌ریزی نیازمندی‌های خوب کمک کند.

تیم‌های هم‌کاری به سختی کار می‌کنند تا اطمینان حاصل کنند که همه در پروژه‌ها سهام دارند و بازخوردی برای آن‌ها فراهم می‌کند. تیم‌های مشارکتی به طور پیوسته نظرات را به اشتراک می‌گذارند، به طور معمول ارتباطات بهتری دارند و تمایل دارند تصمیمات را پشتیبانی کنند چون یک حس مشترک تعهد و درک اهداف پروژه وجود دارد.

این زمانی است که توسعه دهندگان، آزمایش کنندگان، یا سایر ذینفعان احساس می‌کنند که مسائل ارتباطی بوجود می‌آیند، افراد ناامید می‌شوند و پروژه‌ها به تاخیر می‌افتند. زمانی که همه به حوزه کاری دست یافتند، ضروری است که الزامات شفاف و مستند شوند. پی‌گیری تمام الزامات ، جایی است که همه چیز به مهارت نیاز دارد.

تصور کنید داشتن یک لیست طولانی یک مایل طول دارد که شامل هم‌کاری با چند نفر برای تکمیل است . چطور تمام این موارد را مستقیم نگه دارید؟ چگونه یک تغییر در یک مورد می‌تواند بر بقیه پروژه تاثیر بگذارد؟ این جایی است که قابلیت پی‌گیری و  مدیریت تغییر ارزش  به آن اضافه می‌کنند .

خیلی مهم است بدانیم دیدگاه شما راجع به این مطلب چیست؟

avatar
  Subscribe  
Notify of