اختلال تفکر

تا حالا شده اون حس بد پشیمانی رو تجربه کنین یا به عقب برگردین و فکر کنین شاید میتونستین شرایطی رو بهتر مدیریت کنین؟

واکنش سریع در اوج لحظه برای بسیاری از ماها یکی در میان طبیعی است با این حال چیزی که اکثر مردم نمی دانند اینه که میتونین یه فرایند ساده رو در پیش بگیرین تا بتونین کنترل افکار احساسات و عواطف تون رو بدست بگیرین که درعوض بهتون کمک میکنه تا بگونه ای عمل کنین که بهترین نتیجه رو از هر وضعیت چالش برانگیزی که درش هستین، بدست بیارین همش مثل آب خوردن این مدل از روش رفتار شناختی برگرفته شده ابزاری است که بهتون کمک میکنه تا کنترل شرایط سخت رو بدست بگیرین و بصورت بالقوه با اعتماد به نفس و بطور موثر بهشون بپردازین درحالیکه روابط محکمی میسازین که همگی اهداف کلیدی در ساختن هوش احساسی است.

حال با مثالی این مدل رو بررسی میکنیم و اینکه چطور میتونین در دنیای واقعی بکار ببندینش حالا این صحنه رو مجسم کنین پریا به عنوان یه حسابدار کار میکنه و یکی از همکارانش به نام دن رو میبینه که با چالش دیر کرد مواجه پریا و دن روی پروژه ای کار میکنن پریا مدیر پروژه است و هر هفته از دن اطلاعاتی میخواد تا فرایند پروژه رو بررسی کنه دن دائما در فراهم کردن اطلاعات تاخیر داره و این هفته باز هم دیرکرد داشته این همان چیزی است که ما به عنوان رویداد فعال کننده بهش اشاره میکنیم.

که در این مورد دن با دیر فراهم آوردن اطلاعاتی که ازش خواسته شده، می باشد وقتی رویداد فعال رو در نظر میگیریت سعی کنین وضعیت رو تا جای ممکن بصورت عینی توصیف کنین چگونه وضعیت را توصیف می کنید؟

اگر خبرنگار بودید و درباره رویدادی بدون اینکه دانش قبلی یا تاریخچه ای از حقایق داشته باشین می نوشتین؟

اینجا مساله اینست که سعی کنین رویداد رو تا جای ممکن بعنوان یه ناظر مشاهده کنین پریا معتقده که دن از عمد اطلاعات رو هر هفته دیر تحویل میده چرا که اعتقاد نداره کارش با ارزش یا مهمه این کار باعث میشه پریا احساس عصبانیت کنه و نمیتونه از فکر کردن به این موضوع که دن احترامی براش قائل نیست دست برداره پریا تند مزاج میشه و تصمیم میگیره که با دن درمورد رفتار غیر قابل قبولش روبرو بشه افکار و اعتقادات نسبت به یه رویداد منجر به واکنش عاطفی میشن در این مورد، پرایا احساس خشم میکنه و فکر میکنه دن بهش احترام نمیذاره این عقاید پیامدی دارن پریا بشدت با دن برخورد میکنه او از خشم لبریز است و معتقد است که این رفتار دن نا بجا است در طی این مواجه رویکرد پریا جر و بحث با دن است.

و رابطه شون حتی سنگین تر میشه در اینجا، پیامد روشنی از چگونگی تفکر و احساس پریا در مورد وضعیت یک واکنش منفی محسوب میشه مقابله ای با عصبانیت بعد از آن، پریا به اینکه چگونه میتوانست وضعیت را بهتر کنترل کند، فکر میکند رابطه ش با دن خیلی ایده آل نیست و هنوز هم باید باهاش کار کنه برای همین به دنبال راهی است تا رابطه کارآمدتری داشته باشه.

پریا فکر میکنه چطور میتونه افکار و اعتقاداتش رو نسبت به اعمال دن تغییر بده و دفعه بعد که چنین اتفاقی افتاد با افکار اولیه ش مبارزه کنه شروع میکنه مانند یه ناظر عینی فکر کردن شاید دن رابطه اطلاعاتی که باید فراهم کنه رو نمیبینه یا شاید آگاه نیست که چقدر روی پریا تاثیر میذاره شاید واقعا این کارو از عمد انجام نمیده بلکه فقط به تأثیر اعمالش توجه نمی کنه بنابراین این یه فکر خرابکارانه است.

موضوع جایگزین کردن اعتقادات و احساسات درمورد این رویداد با چیزی است که مفید تر باشه و بهتون کمک کنه تا نتیجه بهتری بگیرین در این مورد، پریا تصمیم میگیره که بجای فرض اینکه دن از عمد در کارش اختلال ایجاد میکنه از دید دیگری به شرایط نگاه کنه قدمی به عقب بر میداره و افکار و اعتقاداتش رو به چالش میکشه در این وضعیت کمتر عصبانی میشه پریا همچنان عصبانی و شرایط رو ایده آل نمی بینه اما دیگه احساس آزردگی نداره استرسش کمتره کمتر از دست دیگران عصبانی است و مغزش بهتر کار میکنه که یعنی میتونه روی پیدا کردن راه حل تمرکز کنه بجای اینکه با شرایط دست و پنجه نرم کنه به چالش کشیدن افکار پریا پیامد و اثر مثبتی داره کمتر خشمگین میشه، بیشتر در کنترل و رابطه ش با دن مشارکت آمیز تر پریا بیشتر احساس مثبت میکنه و بهتر میتونه به چالش ها بپردازه.

خب فکر کنین ببینین چطور میتونین شعار الف، ب، پ ت، ث تون رو استفاده کنین از ابزار فکری مختل کننده در فایل های تمرین استفاده کنین تا ببینین چطور به چالش ها واکنش نشون دادین و چطور میتونین طرز تفکر و احساس تون نسبت به شرایط رو تغییر بدین تا نتیجه بهتری بگیرین این کار میتونه بهبود روابط یا کنترل کردن نحوه واکنش تون به چالش ها باشه تا بتونین نتیجه بهتری برای خودتون و دیگران بگیرین کلید اصلی در اینجا تکرار است تا زمانیکه احساس راحتی کنین.


بازیابی زمان واکنش

آخرین باری که نسبت به موقعیتی با سرعت نور واکنش نشون دادین کی بود؟

از کوره در برین و بگونه ای رفتار کنین که احتمالا موثرترین راه برای پرداختن به مسائل نبوده من میگم که همه ما این رو تجربه کردیم چه در گذشته یا در حال برای برخی از ما، ممکنه چیزی باشه که همیشه اتفاق میفته مساله اینجاست که زمان بین تجربه احساس و واکنش به اون میتونه خیلی سریع رخ بده اینکار میتونه واکنش ما به شرایط رو خراب کنه تصور اینکه چطور میتونین زنجیره بین تفکر، احساس و واکنش رو بشکونین تقریبا سخته اما با تمرین امکان پذیر گاهی نوع تفکر و دید ما به شرایط عینی نیست عینی بودن واقعا کار سختی است وقتی رویدادی رو در نظر میگیرین که شما رو در برمیگیره چون بطور خودکار علاقه زیادی به اون شرایط و نتایج دارین.

افکار، احساسات، و عواطف تون فوری و بطور ناخودآگاه فعال میشن در کل وقتی وضعیتی ما رو درگیر میکنه ما یه دید ذهنی داریم اما میتونیم عینی تر بشیم عمل کردن براساس هیجانات عاطفی بدان معناست که شما تحت تاثیر عواطف تون قرار گرفتین، که میتونه مفید یا غیر مفید باشه همش به شرایط بستگی داره البته مشتاق و هیجان زده بودن دیگران رو تشویق میکنه به آنچه میگین علاقمند بشن و شما میتونین افرادی رو که باهاشون صحبت میکنین براحتی درگیر کنین در این سناریو، قطعا شما تحت تاثیر عواطف مثبت هستین، اما اگر تحت تاثیر ترس یا خشم باشین، نتیجه ش همیشه مثبت نخواهد بود برخی از تاکتیک هایی که میتونین استفاده کنین تا زمان عکس العمل و نحوه واکنش تون رو کاهش بدین چیه؟

قدم اول اینه که وقتی احساس کردین دارین احساسی عمل میکنین، عقب بکشینو عینی تر باشین شناسایی چنین چیزی وقتی داره اتفاق میفته یکی از کارآمد ترین تاکتیک هایی ست که میتونین بکار ببندین.

قدم دوم، وقتی عواطفی مانند خشم یا ترس رو احساس کردین سعی کنین بخودتون یه فضای تنفسی بدین مگر اینکه لازم باشه فورا اقدام کنین که این در شرایط بحرانی است 60 ثانیه زمان بذارین تا خودتون رو از اون شرایط جدا کنین و نفس عمیق بکشین عادت به این تمرین میتونه سخت باشه اما چند نفس عمیق و آروم میتونه ضربان قلب تون رو اگر بالا رفته کاهش بده و میتونه به دیگر علائم فیزیولوژی کمک کنه مانند عرق کردن و فشار بالا

قدم سوم اینه که بخودتون زمان بدین تا بهبود پیدا کنین باید بخودتون فضا بدین حتی اگر برای شصت ثانیه باشه و بذارین بدن تون بهبود پیدا کنه هیچ تصمیمی نگیرین و دائم اون سناریو رو تو سرتون دوره نکنین فقط سعی کنین بیشتر از لحاظ احساسی و فیزیولوژیکی هم سطح بشین.

قدم چهارم، افکار تون رو به چالش بکشین آیا میتونین طوری به شرایط فکر کنین که نتیجه بهتری برای براتون داشته باشه؟

اگرچه ممکنه مشتاقانه بخواین در حالت کاملا احساسی با شرایط روبرو بشین در نظر بگیرین آیا این بهترین انتخاب در طولانی مدت است؟

آیا در دستیابی به نتایجی که میخواین کمک تون میکنه؟

در نهایت مرحله پنجم، انتخاب کنین که چطورمیخواین واکنش نشون بدین ممکن تصمیم بگیرین که افکار اصلی تون بهترین راه حل بودن یا ممکن رویکرد دیگری اتخاذ کنین در هر صورت اکنون بهترین گزینه رو ارزیابی کردین و میتونین براساس همون واکنش نشون بدین این فرایند کار میبره و همیشه هم ممکن نیست اگر احساس استرس یا ترس داشته باشین سخته اما وقتی حس میکنین عواطف تون برخاستن و علائم فیزیولوژیکی بهتر میشن اگر بتونین آروم بشین و به آرامی اطلاعات رو تفسیر کنین و انتخاب کنین چگونه پاسخ بدین احتمال بدست آوردن یه نتیجه مثبت بیشتر هم برای خودتون هم دیگران خب وقتی میبینین عواطف منفی ظاهر شدن چکار میتونین بکنین تا زمان واکنش دهی تون رو کاهش بدین؟

راه حل میتونه یه تمرین تنفسی ساده یا چند دقیقه پیاده روی باشه و گاهی، هر چه روش ساده تر، بهتر همانطور که استفاده از این استراتژی ها در لحظات حساس آسون تر.


تغییر چشم انداز

فرض کنین دارین مردی رو نگاه میکنین که داره تو خیابون میدوه و ناگهان و یه رهگذر رو از سر راهش کنار میده ظاهر مرد مشکوک و یه کیف رو محکم به خودش چسبونده شما صحنه رو کنار هم گذاشتین فرد مشکوکی که میدوه رهگذری که هل داده میشه کیفی که از رهگذر بی اطلاعی دزدیده شده و شما نمیدونین که چه کار باید بکنین مگر اینکه تمام جزئیات صحنه رو ندیده باشین اگر از دید دیگری معلوم بشه که فرد دونده ای که بسمت غریبه میدویده، میخواسته اون رو از جلوی یه خودروی عبوری کنار بزنه آیا شده چیزی رو از دیدگاه های دیگری ببینین؟

تغییر دید وقتی درمورد چیزی مشتاق هستین کار خیلی سختی است اما برای شما مزیت چون دید تون رو گسترده میکنه و ممکنه چیز جدیدی یاد بگیرین همچنین بهتون اجازه میده تا ببینین دیگران چگونه شرایطی رو میبینن و در عوض بهتون کمک میکنه بفهمین بهترین راه برای مقابله با اون سناریو چیه، که این پایه ایجاد روابط سازنده و موفق است.

به منظور تغییر چشم انداز و دیدن وقایع از دیدی دیگر باید اینکارو تبدیل به عادت کنین و فرایندی در نحوه دیدن وقایع داشته باشین قبل از اینکه بخواین تصمیمی برای نوع رفتارتون بگیرین یه سری تکنیک های ساده هستن که میتونین استفاده کنین تا چشم اندازتون رو گسترده تر کنین اولین تکنیک یافتن دیدگاه های متفاوت دیدن یه چشم انداز دیگه بعنوان یه چیز مزاحم یا آزار دهنده میتونه خیلی آسون باشه چیز دیگری که وقتی قضاوتی درمورد شرایط میکنین باید در نظر بگیرین.

در عوض، سعی کنید این ایده های متضاد را به عنوان پاداش ببینید دیدگاه های متفاوت رو در نظر بگیرین و راه های حل مساله بهتون کمک میکنه تا راه های جدید و ابتکاری برای مقابله با چالش ها پیدا کنین لزوما نیازی نیست نظرتون رو تغییر بدین اما دیدگاه های جایگزین را پیدا میکنین که موقع ارتباط افکارتون با دیگران بهتون کمک میکنه نکته اصلی در اینجا یافتن چشم اندازهای جایگزین است.

روش دوم پرسیدن سوالات بیشتر گوش دادن به آنچه دیگران می گویند از دیگران بپرسید که آنها جهان اطرافشان چگونه می بینند همانطور چشم اندازتون رو گسترده میکنین رابطه ای با فرد دیگری برقرار میکنین که یه نتیجه مثبت اضافی داره.

سوم اینکه وقتی رو با افراد جدید صرف کنین واقعا آسون که با یه فرد یا یکجور افراد با روال یکسانی صحبت کنین اما داشتن رابطه با افرادی خارج از گروه عادی دوستان و همکاران تون یه دید کاملا متفاوتی بهتون میده.

چهارم، به طور کلی بیشتر و گسترده تر بخوانید برای بالا بردن دیدگاه تان همیشه باید یاد بگیرین و دید تون رو گسترش بدین اگر از این فرایند لذت میبرین روش آسونی برای پیاده سازی است اما اگر خیلی اهل کتاب خواندن نیستین یک روال ساده از خواندن را در رفت و آمد خود یا 20 دقیقه قبل از خواب و یا در هنگام ناهار امتحان کنید.

توانایی گسترش دیدگاه شخصی یک مهارت مشترک است که در افراد با عملکرد بالا دیده میشه خب چشم انداز شما چقدر توسعه یافته است؟

زمانی رو در نظر بگیرین که چالشی رو قبل از پاسخ دادن از تمام زوایا نگاه میکردین نتیجه ش چی بود و چی یاد گرفتین؟

اغلب زمان گذاشتن برای ارزشیابی موقعیتی و در نظر گرفتن تمام دیدگاه ها شما رو در موقعیتی قرار میده تا بتونین بطور موثر و مفید واکنش نشون بدین و به نتیجه ای برسین که با اون خوشحال اید وقتی یاد میگیرین چطور چشم اندازتون رو گسترش بدین چه توسعه یه محصول جدید باشه یا یه فرایند براساس بازخوردی که قبلا در نظر نگرفته بودین یا شاید در پیش بردن پروژه ای در یه مسیر موثرتر براساس دیدگاهی که مورد کاوش قرار دادین کلی فرصت برای شما هست پذیرش ایده های جدید، راه های مختلف فکری و سازگاری نسبت به نحوه دستیابی به نتایج یکی از کلیدهای پیش بینی هوش احساسی است.

و این مهارت ها امروزه کالاهای پرطرفداری در سازمان ها هستن.

نمایش نظراتبستن نظرات

پیام بگذارید