بهره بردن از احساس ناخودآگاه

آیا شده احساس کنین که در وضعیت خطرناکی هستین؟

یا وارد مکان جدیدی شدین و فورا احساس کردین تو خونه اید؟

انگار براتون اونجا آشناست این اتفاق چطور میفته؟

احتمالش هست که شما بصورت ناخودآگاه اطلاعاتی رو که از حواس خود گردآوری کردین رو پردازش میکنین تا یه تصویر شهودی بسازین بطور ناخودآگاه از آگاهی اجتماعی تون استفاده میکنین آگاهی اجتماعی چگونه در هوش احساسی قرار میگیرد؟

خب بذارین یه قدم به عقب برگردیم خود آگاهی مربوط به درک عواطف و شخصیت خودتون که اگر میخواین هوش احساسی تون رو افزایش بدین ضروریه اما ساختن آگاهی اجتماعی نیز به همان میزان اهمیت داره که توانایی فهم دیگران و پاسخ به نیازهای آنهاست این موضوع مربوط به آگاهی از آنچه اطراف شما میگذره و درک احساسات دیگران است.

ایجاد آگاهی اجتماعی مهم است زیرا اینجاست که درمورد چگونگی پردازش عواطف یاد گرفته شده تمرکز میکنین و اون رو در دنیای اطراف تون بکار می بندین تا روابط سازنده و موفقی داشته باشین این یه فرایند گام به گام و منطقی است قدم اول فکر کردن درمورد خود آگاهی خودتون با تمرکزی داخلی است.

که یعنی به درون تون نگاه میکنین و میبینین چی در سرتون داره میگذره زمانیکه در اون قسمت حرفه ای شدین قدم دوم میشه بهبود خود آگاهی تون تغییر تمرکز از تفکرات داخلی به بیرون و مشاهدات خارجی فکر کردن درمورد چگونگی تعامل با دیگران تکنیک های ساده ای هستن که میتونین اتخاذ کنین.

و همینطور مهارت هایی که میتونین با تمرین بهترشون کنین که باعث بهبود خود آگاهی تون میشن اولین جایی که باید باهاش شروع کنین حواس تون هست به ویژه از حواس تون استفاده کنین.

تا از دنیا و آدمای اطراف تون بیشتر یاد بگیرین شاید این به نظر یه پیشنهاد خیلی ساده و حتی خیلی واضح باشه اما شگفت زده میشین وقتی ببینین با کمی توجه به حواس مون چه چیزهایی درمورد سناریوهای اجتماعی بهمون میگن مخصوصا در شرایط تحت فشار یا زمانیکه مشغولیم و استرس داریم.

به مواقعی فکر کنین که از حواس تون در موقعیت ها استفاده میکنین آیا متوجه جزئیات وقایعی که در اطراف شما و دیگر افراد هست میشین؟

البته که بعضی از ماها بطور طبیعی بیشتر به جزئیات توجه میکنیم تا دیگران اما اون اینجا خیلی تفاوت ایجاد نمیکنه شما بطور خودکار هرروز از تمام حواس تون استفاده میکنین سوال اینجاست که واقعا چه میزان از اطلاعات رو بهش توجه میکنیم؟

در ابتدا استفاده از حواس تون میتونه کمک کننده باشه تا ببینین در اطراف تون چه میگذره چی میبینین، احساس میکنین، میشنوین؟

در این مرحله شما اطلاعات رو جمع آوری میکنین یاد بگیرین به جزئیات محیط های اطراف تون توجه کنین چه توجه به حالات چهره و زبان بدن باشه یا شنیدن تن های خاص در صدای مردم زمانیکه در اینکار مهارت پیدا کردین میتونین اطلاعات رو کنار هم قرار بدین تا ببینین مردم به چه چیزهایی فکر میکنن و پویایی بین مردم چیه اغلب ما افراد رو شهودی توصیف میکنیم این فرایندی است که ما تعریف میکنیم بسیاری از این تکنیک ها برای توجه کردن است.

اغلب اطلاعات درست جلو ماست اما ما با خواسته ها، اولویت ها، عواطف افکار و احساسات زیادی روبرو هستیم اینکار کمی به تمرین نیاز داره تا از خودمون و افکارمون بیرون بیایم و در دنیای اطرافمون غرق بشیم شما چگونه از حواس خود در شرایط اجتماعی استفاده می کنید؟

آیا در انتخاب نشانه های اجتماعی و اینکه چی دور و برتون میگذره خوب هستین؟

آیا مردم شما رو بعنوان یه فرد بصری توصیف میکنن؟

زمانی برای دسترسی به آگاهی اجتماعی تون بذارین و به این فکر کنین که چطور میتونین افزایشش بدین؟


نحوه همکاری

میتونین خودتون رو جای دیگران بذارین و ببینین چه فکر و احساسی دارن؟

توانایی همدلی با دیگران یکی از کلیدهای اصلی هوش احساسی است همدلی درک کاملی از طرف مقابل میده و در ساختن روابط قوی و ارتباطات بهتر کمک کننده است

مهارتی است که میتونین بهبودش بدین در نهایت همدلی توانایی فهم عواطف دیگران است درحالیکه میتونین فرض کنین دیگری چه فکر و احساسی داره

وقتی همدلی میکنین، دارین فرض میکنین که یه موقعیت چه احساسی برای فرد ایجاد میکنه در واقع خودتون رو جای اون فرد میذارین و به موقعیت از دیدگاه اونا نگاه میکنین لزوما نیاز نیست خودتون رو با فرد دیگری یکی کنین لازم نیست دقیقا همان تجربه رو بگذرونین تا تصور کنین اون شرایط برای اونا چطوریه کافیه آنچه از اون فرد میدونین و شرایط شون رو در نظر بگیرین و تصور کنین که اونا چه احساس، واکنش، رفتار و فکری دارن

البته که نمیخواین لزوما فرض کنین دقیقا چه وضعیتی برای شخص دیگری ست چرا که اینکار میتونه تاثیر منفی داشته باشه اگر فرضیات تون درست نباشن میتونه طرف مقابل رو منزوی کنه مهمه که یادتون باشه وقتی همدلی میکنین بدنبال جواب درست نیستین چرا که فقط طرف مقابل دقیقا میدونه چه فکر و احساسی داره وقتی همدلی میکنین، اولین کاری که باید انجام بدین اینه که از طرف مقابل سوال کنین تا ببینین اونا چی تجربه میکنن و چه احساسی نسبت به شرایط و تاثیر آن روی خودشون دارن اگر امکان سوال کردن نیست میتونین یه قدم به عقب برگردین و احتمالات رو تصور کنین که یه نفر چطور ممکنه فکر و احساس کنه اما یادتون باشه که این چشم انداز شماست و در نهایت فرد دیگر صاحب احساس خود است.

خب دو قدم اول یادگیری بیشتر با سوال پرسیدن و گوش دادن و اینکه تصور کنین اون فرد چه احساسی داره به همراه اینکه فرض نکنین فکر و احساس دیگران رو میدونین یا دنیای اطرافشون رو تفسیر نکنین

نکته دیگر درهنگام همدلی کردن موافقت نکردن با هرآنچه فرد مقابل میگوید است وقتی در چنین چالش ها و شرایطی قرار میگیرین دائما به دنبال مثال بگردین اگرچه ما واقعا با نیت خوب رفتار می کنیم چرا که میخوایم طرف مقابل بدونه آنچه تجربه میکنه رو درک میکنیم.

اما اگر همیشه مثالی بیاریم که مکالمه رو بسمت ما برگردونه اینکار میتونه برای طرف مقابل آزار دهنده باشه کلید اصلی در اینجا تعادل است سوال بپرسین، بیشتر در یابید حال افراد و اینکه چطور موقعیت رو تفسیر میکنن بپرسین و اینکه چرا چنین فکر و احساسی دارن همچنین میتونین پیشنهاد حمایت بدین اونم با استفاده از عباراتی مانند تصور میکنم شما میتونین به آنچه احساس میکنین برسین یا فکر کنم اون شرایط میتونه باعث شه فکر کنین.

توجه داشته باشید که من از اظهارات قطعی استفاده نکردم مانند باعث میشه یا نمیشه اینطوری احساس کنین دلیلش اینه که میخواین طرف مقابل بدونه که احساس شون رو درک میکنین اما نمیخواین فکر کنن که شما دقیقا شرایط رو میدونین بنابراین از زبان اکتشافی و غیر قطعی استفاده کنین و از کلماتی مانند شاید، احتمالا، ممکنه خیلی از زبان قعطی استفاده نکنین فقط دو اصل را به یاد داشته باشید.

یکی برای فهمیدن بیشتر سوال بپرسین دو، پیشنهاد حمایت و پشتیبانی

بدون در نظر گرفتن داشتن جواب ها و دانشی که طرف مقابل نیاز داره در کل مزایای همدلی اینست که دید بهتری نسبت به اینکه دیگری چگونه فکر و احساس میکنه، میده و این فرصت رو میده تا روابط بهتری ایجاد کنین.

در نهایت اکثر افراد میخوان که درک بشن و میخوان ارتباط برقرار کنن چه در کار یا زندگی شخصی شون


گوش دادن و ارتباط برقرار کردن

ارتباط به منظور رساندن پیام تان به دیگران است، درسته؟

خب در واقع این نصف داستان و حقیقتش اینه که وقتی دارین روی مهارت های ارتباطی تون کار میکنین اگر فقط روی اون بخش تمرکز کنین یه چیزی رو از دست دادین اغلب وقتی به ارتباط برقرار کردن فکر میکنیم این رو در نظر میگیریم که چطور منظورمون رو بطور موثر برسونیم و اینکه دیگران چطور حرف ما رو برداشت میکنن هر چند ارتباطات یه خیابون دو طرفه است که شامل فراهم اوردن اطلاعات برای دیگران و جمع آوری اطلاعات از دیگران است.

بذارین نحوه ارتباط تون رو در نظر بگیریم ممکن اینکارو با صحبت یا نوشتن انجام بدین اما در واقع اکثر آنچه ارتباط برقرار میکنیم به زبان بدن و نحوه بیان ما بستگی داره نه آنچه که میگوییم

شده با کسی حرف بزنین و بهتون بگه که حالش خوبه؟

ولی میتونین از لحن صدا یا زبان بدن شون بفهمین که اصلا اینطور نیست اینکه چگونه با صدا و بدن مان ارتباط برقرار میکنیم بیان بیشتری از خود پیامی داره که میخوایم با بیان دقیق کلمات برسونیم پس بهش فکر کنین بیشتر ارتباطات شما احتمالا بصورت ناخودآگاه است اگر روی زبان بدن، لحن صدا یا نحوه نوشتار تون تمرکز نکردین احتمالش هست که پیامتون همونطور که میخواین منتقل نشه و نکته کلیدی اینجاست، ارتباطات ناخودآگاه شما توسط افکار، احساسات، عواطف و حالت شما اداره میشه این یکی از دلایل مهمی است که وقتی دارین هوش احساسی تون رو بهبود می بخشین

چرا باید قبل از اینکه نحوه تعامل تون با دیگران رو در نظر میگیرین به درون خودتون نظر کنین کلید اصلی ارتباط گوش دادن است بله شما یه نقطه نظر دارین پیامی که میخواین منتقل کنین اما اگر میخواین روابط محکم و موثری داشته باشین باید به پیام های دیگران نیز گوش بدین که شامل کلمات، لحن و زبان بدن میشه

افتادن به دام تمرکز خودتون میتونه خیلی آسون باشه مخصوصا اگر بحث مهمی باشه یا در یه محیط تحت فشار قرار گرفته باشین اما این یه فرصت از دست رفته است اگر به حرف دیگری گوش بدین و تفسیرش کنین احتمال بیشتری میره که بتونین زمینه میانه خوبی پیدا کنین که بتونین هر دو روی آن کار کنین و یه رابطه محترمانه و سازنده ایجاد کنین همچنین احتمال پیدا کردن راه حل در مواجه با چالش ها بیشتر و ممکنه از راه دیگری به مساله نگاه کنین که قبلا بهش فکر نکرده بودین.

یه چشم انداز جدید، مفید و تازه که میتونین دوباره ازش استفاده کنین ارتباطات باید فرایندی از جریان اطلاعات باشه که بطور مساوی بین دو طرف برقرار یادتون باشه که تفاوتی میان شنیدن آنچه فردی میگوید و حرف نزدن وجود داره زمانی رو برای فکر کردن روی سبک ارتباطی تون بذارین آیا با دقت به حرف دیگران گوش میدین و اینکه چی میگن؟

آیا مواقعی هست که از دیگران بیشتر گوش بدین؟

اگر اینطوره، چه موقع و چرا؟

و چیکار میتونین بکنین تا شنونده بهتری بشین؟

اگر نسبت به نحوه ارتباط تون نا مطمئنین بهترین راه برای بدست آوردن بینش گرفتن بازخورد از دیگران است نظر دوستان و همکاران تون رو بخواین که تا چه حد گوش میدین و تا چه میزان میتونین پیام تون رو برسونین

نمایش نظراتبستن نظرات

پیام بگذارید